ترجمه "laying" به فارسی
گذاشتن ترجمه "laying" به فارسی است.
laying
verb
noun
Present participle of lay. [..]
-
گذاشتن
verbGreat stones, they lay upon his chest until he plead aye or nay.
سنگ هاي بزرگ را گذاشتن بر روي سينه اش تا ئقتيکه بگه آره يا نه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " laying " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "laying" با ترجمه به فارسی
-
چیدمان وظیفه ای
-
)رگراک( یراک زاب
-
مدفون ساختن · مقبره ساختن
-
منت گذاشتن
-
تخمریزی · تخمگذاري القايي · تخمگذاری
-
چو ان لای (دولتمرد چینی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن