ترجمه "lazybones" به فارسی
تنبل, (عامیانه) آدم تنبل, تنه لش بهترین ترجمه های "lazybones" به فارسی هستند.
lazybones
noun
دستور زبان
(slang) A person who is lazy; one who is inactive and without ambition. [..]
-
تنبل
adjectiveCome on, lazybones, said Jane.
جین گفت: پاشو، تنبل.
-
(عامیانه) آدم تنبل
-
تنه لش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lazybones " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن