ترجمه "lead time" به فارسی

(تولیدات کارخانه ای : زمان بین تصمیم گیری به تولید کالای بخصوص و آغاز تولید آن) زمان فرآوری, زمان انجام کار, زمان پیشی بهترین ترجمه های "lead time" به فارسی هستند.

lead time noun دستور زبان

(idiomatic) The amount of time between the initiation of some process and its completion, e.g. the time required to manufacture or procure a product; the time required before something can be provided or delivered. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (تولیدات کارخانه ای : زمان بین تصمیم گیری به تولید کالای بخصوص و آغاز تولید آن) زمان فرآوری

  • زمان انجام کار

  • زمان پیشی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lead time " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lead time
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نرخ تاخیر

Lead Time
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمان انتظار- زمان مورد انتظار برای تحویل – زمان در راه – مدت تهیه

عباراتی شبیه به "lead time" با ترجمه به فارسی

  • مدت زمان انتظار بازار
  • زمان انتظار تا رسیدن محموله سفارش داده شده (LT) ، زمان تدارک
اضافه کردن

ترجمه های "lead time" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه