ترجمه "learned" به فارسی
دانا, عالم, دانشمند بهترین ترجمه های "learned" به فارسی هستند.
learned
adjective
verb
دستور زبان
(poetic) Alternative spelling of learned. [..]
-
دانا
adjectivein saying that the woods bred men of learning.
جنگلها و کوهپایهها نیز مردان فهیم و دانا در دامان خود میپروراند.
-
عالم
nounextolled by great and small, rich and poor, learned and ignorant, gentle and simple
همه از بزرگ و کوچک و غنی و فقیر و عالم و عامی و وضیع و شریف
-
دانشمند
nounA common man looking at this decision of the very learned Judge, might possibly object to it.
وقتی یگ مرد عادی بدین رأی قاضی بسیار دانشمند بنگرد لامحاله بدان ایراد خواهد کرد.
-
ترجمه های کمتر
- فرزانه
- آموخته
- اکتسابی
- بسیاردان
- دانشمندانه
- دانشور
- دانشی
- عالمانه
- علمی
- فاضل
- فرجاد
- نهیده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " learned " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "learned" با ترجمه به فارسی
-
اهل علم، دانشمندان
-
سازمانی یادگیرنده
-
استعداد آموختن، توانایی آموختن
-
یادگیری سازمانی
-
رنسانس در زمینه های علمی و ادبی (رجوع شود به Revaissance)
-
انجمن علمی
-
مایا به دلیل داشتن مجموعه ابزار های فراوان خود قابلیت یادگیری ساده تری دارد در حالیکه وقتی برای اولین بار در بلندر به دنبال یادگیری مطلبی باشید ممکن است کمی سردرگم شوید
-
یادگیری سیار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن