ترجمه "lecturer" به فارسی
سخنران, مدرس, (دانشگاه) مربی بهترین ترجمه های "lecturer" به فارسی هستند.
lecturer
noun
دستور زبان
A person who gives lectures, especially as a profession. [..]
-
سخنران
nounperson who gives talks on certain subjects (not necessarily academic topics)
But whereas the lecturer's voice had got under my skin, old Porteous's didn't.
اما صدای سخنران آنها تیز و گوش خراش بود و صدای پورتیوس چنین نبود.
-
مدرس
nounDr. Evelyn Vogel, neuropsychiatrist, lecturer, just published her third book.
مدرس ، به تازگی سومین کتابش رو منتشر کرده
-
(دانشگاه) مربی
-
سخنران (معمولا سر کلاس یا جلسات آموزشی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lecturer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lecturer"
عباراتی شبیه به "lecturer" با ترجمه به فارسی
-
سخنرانی
-
سرزنش خصوصی زن از شوهر · سرزنش پس پرده
-
مربی (دانشگاه)
-
(در کلاس یا جلسه ی خطابه) سخنرانی علمی · انتقاد طولانی · تازیانه زدن · خطابه · خطابه ایراد کردن · خطابه گفتن · درس · زخم زبان زدن · سخنرانی · سخنرانی علمی کردن · سرزنش کردن · شکست دادن · متن خطابه · متن گفتاره · نکوهش طولانی · پرچانگی کردن · کنفرانس · گفتاره · گله کردن از
-
درسهای فیزیک فاینمن
-
(در کلاس یا جلسه ی خطابه) سخنرانی علمی · انتقاد طولانی · تازیانه زدن · خطابه · خطابه ایراد کردن · خطابه گفتن · درس · زخم زبان زدن · سخنرانی · سخنرانی علمی کردن · سرزنش کردن · شکست دادن · متن خطابه · متن گفتاره · نکوهش طولانی · پرچانگی کردن · کنفرانس · گفتاره · گله کردن از
اضافه کردن مثال
اضافه کردن