ترجمه "ledge" به فارسی
تاقچه, رف, لبه بهترین ترجمه های "ledge" به فارسی هستند.
ledge
noun
دستور زبان
A shelf on which articles may be laid; also, that which resembles such a shelf in form or use, as a projecting ridge or part, or a molding or edge in joinery. [..]
-
تاقچه
noun -
رف
nounthis was sufficient to cause his whole body to slip as he sat on the sloping ledge.
این لرزش کافی بود تا تمام هیکل دالوخوف را که روی رف سراشیب پنجره قرار داشت بلغزاند.
-
لبه
nounYou saw a crazy person out on a ledge trying to jump.
تو يه آدم ديوونه رو ديدي که سعي مي کرد خودش رو از اون لبه پرت کنه.
-
ترجمه های کمتر
- طاقچه
- رفسنگ
- لب
- چینه
- (زمین شناسی) تاقچه ی سنگی
- (زمین شناسی) ستیغ زیرآبی
- (کان شناسی) رگه
- رفسنگ زیر آبی
- ستیغ سنگی
- فلات قاره
- پیش آمدگی تاقچه مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ledge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ledge"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن