ترجمه "leech" به فارسی

زالو, زروک, انگل بهترین ترجمه های "leech" به فارسی هستند.

leech verb noun دستور زبان

An aquatic blood-sucking annelid of class Hirudinea, especially Hirudo medicinalis. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زالو

    noun

    annelid [..]

    Yeah, well, better a lush than a leech.

    آره ، چون توی این جمله الکلی بودن از زالو بودن خیلی بهتره

  • زروک

    noun

    annelid

  • انگل

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • طفیلی
    • پارازیت
    • (با زالو) خون گیری کردن
    • (با سماجت)تلکه کردن
    • (با: onto) انگل کسی شدن
    • (جانورشناسی) زالو
    • (قدیمی) پزشک
    • (مثل زالو) به کسی چسبیدن
    • (مجازی) مفت خور
    • (مهجور) درمان کردن
    • حجامت کردن
    • حکیم باشی
    • دیوه (زیر رده ی Hirudinea به ویژه Hirudo medicinalis که در پزشکی قدیم برای خون گیری کار برد داشت)
    • رگ زدن
    • زالو (بر کسی) نشاندن
    • زالو انداختن
    • شفا دادن
    • صدای مزاحم
    • لبه ی بادبان کشتی
    • پزشکی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " leech " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "leech"

عباراتی شبیه به "leech" با ترجمه به فارسی

  • ديوهها · زالوها · زالوییان
اضافه کردن

ترجمه های "leech" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه