ترجمه "leeway" به فارسی
کجراهی, مهلت, انحراف، کج روی، یک بری رفتن بهترین ترجمه های "leeway" به فارسی هستند.
leeway
noun
دستور زبان
The drift of a ship or airplane in a leeward direction. [..]
-
کجراهی
-
مهلت
nounGive the guy a little leeway.
به اين يارو يه خرده مهلت بده.
-
انحراف، کج روی، یک بری رفتن
-
ترجمه های کمتر
- (عامیانه) آزادی عمل
- (هواپیما و کشتی) انحراف از مسیر در اثر باد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " leeway " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Leeway
-
مهلت، تاخیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن