ترجمه "lentil" به فارسی
عدس, دانجه, مرجومک بهترین ترجمه های "lentil" به فارسی هستند.
lentil
noun
دستور زبان
Any of several plants of the genus Lens, especially Lens culinaris, from southwest Asia, that have edible, lens-shaped seeds within flattened pods. [..]
-
عدس
nounseed used as food [..]
They use one tin just for a lentil.
.اونا يه حلب رو براي يه عدس استفاده کردن
-
دانجه
-
مرجومک
-
ترجمه های کمتر
- نسک
- (دانه ی این گیاه) عدس
- (گیاه شناسی) عدس (Lens culinaris از خانواده ی pea)
- دانه عدس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lentil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lentil
-
عدس
nounLentil with sautéed onions and tomatoes.
عدس قرمز و نعناع همراه با پياز و گوجه فرهنگي.
تصاویر با "lentil"
عباراتی شبیه به "lentil" با ترجمه به فارسی
-
عدسها
-
دانه عدس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن