ترجمه "lesion" به فارسی

جراحت, خسارت, زخم بهترین ترجمه های "lesion" به فارسی هستند.

lesion verb noun دستور زبان

A wound or injury. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جراحت

    noun

    There were no lesions and no mass effect that we could see.

    هيچ جراحت يا توده اي نبود که ديده بشه

  • خسارت

    noun
  • زخم

    noun

    We should biopsy the skin lesion and start him on enoxaparin.

    بايد از زخم پوست نمونه برداري کنيم و با انوگزاپارين درمان کنيم enoxaparin

  • ترجمه های کمتر

    • تباهی
    • گزند
    • اسیب
    • صدمه
    • غبن
    • (هر آسیب یا زخمی که موجب بدکاری یا ناکاری اندام شود) ضایعه ی اندامی
    • آسیب (بدنی)
    • اندام تباهی
    • اندام گزند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lesion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lesion" با ترجمه به فارسی

  • آسيبهاي تروماتيك · ضایعهها · ضربه · لیژنها
اضافه کردن

ترجمه های "lesion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه