ترجمه "lettered" به فارسی

باسواد, با حروف نشانه گذاری شده یا نگاشته شده, دانشمند بهترین ترجمه های "lettered" به فارسی هستند.

lettered adjective verb دستور زبان

Literate (able to read writing in letters). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باسواد

    ; lettered, but not very sensitive to letters;

    باسواد اما کمتر دارای شعور ادبی؛

  • با حروف نشانه گذاری شده یا نگاشته شده

  • دانشمند

    noun

    let us turn to the bodily labours of the man of letters

    برگردیم بر سر موضوع کارهای جسمانی مرد دانشمند

  • ترجمه های کمتر

    • عالم
    • قادر به خواندن و نوشتن
    • پرسواد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lettered " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lettered" با ترجمه به فارسی

  • نامه پیشنهاد شغلی
  • (حقوق - قانون یا رسم و غیره که هنوز ملغی نشده ولی دیگر اجرا نمی شود) بلااجرا · برگشتی (نامه ای که به واسطه ی غلط بودن نشانی و غیره قابل تحویل نیست) · قانون منسوخ · ناانجام
  • نامههای ایرانی
  • نامه وکیل
  • (آمریکا) وابسته به انجمن های دانشگاهی که نامشان از الفبای یونانی تشکیل شده (رجوع شود به fraternity و sorority)
اضافه کردن

ترجمه های "lettered" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه