ترجمه "levy" به فارسی

مالیات, مشمولان, (اموال) توقیف کردن بهترین ترجمه های "levy" به فارسی هستند.

levy verb noun دستور زبان

The tax, property or people so levied [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مالیات

    noun

    who went to meetings and shared Paul's viewsabout the taxation of land values and a capital levy.

    به جلساتی میرفت و با او دربارهی مالیات زمین و مالیات بر سرمایه همفکر بود.

  • مشمولان

  • (اموال) توقیف کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (به زور) به خدمت نظام بردن
    • (حقوق - معمولا با: on) ملک کسی را (طبق دستور دادگاه) ضبط کردن
    • احضار مشمولان
    • باج گیری
    • تحمیل جریمه
    • تحمیل مالیات
    • سرباز گرفتن
    • سرباز گیری
    • سربازان به خدمت گرفته شده
    • مالیات اخذ کردن
    • مالیات بستن
    • مالیات بندی
    • مالیات وضع کردن
    • مالیات گرفتن
    • نام نویسی
    • وصول مالیات
    • وضع مالیات
    • گردآوری مالیات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " levy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Levy proper

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Levy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Levy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "levy" با ترجمه به فارسی

  • (انجیل) لاوی (سومین پسر یعقوب) · اسم خاص مذکر · لاوی
  • باج گیری · شورش مسلحانه ی غیر نظامیان (به ویژه برای مقاومت در مقابل مهاجمان خارجی) (levy in mass هم می گویند) · مالیات · نام نویسی
  • مالیات بر سرمایه · مالیات بر سرمایه (که گاهی علاوه بر مالیات بر درآمد محاسبه می گردد)
  • پریمو لوی
  • لاوی
  • وضع مالیات بر واردات
  • )قلاطم( تايلام لوصو
  • وضع انواع مالیاتها
اضافه کردن

ترجمه های "levy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه