ترجمه "lexicographer" به فارسی
فرهنگنویس, دیکسیونرنگار, فرهنگ نویس بهترین ترجمه های "lexicographer" به فارسی هستند.
lexicographer
noun
دستور زبان
One who writes or compiles a dictionary. [..]
-
فرهنگنویس
writer, editor, or compiler of dictionaries
Now one of the perks of being a lexicographer —
حال یکی از افتخارات فرهنگنویس بودن —
-
دیکسیونرنگار
-
فرهنگ نویس
-
واژنامه نویس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lexicographer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lexicographer" با ترجمه به فارسی
-
وابسته بلغت نویسی
-
واژهنامه مترادف و متضاد
-
وابسته به فرهنگ نویسی · وابسته به واژه نگاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن