ترجمه "liberal" به فارسی

سخی, راد, آزاد بهترین ترجمه های "liberal" به فارسی هستند.

liberal adjective noun دستور زبان

(now rare except in phrases) Pertaining to those arts and sciences whose study was considered "worthy of a free man" (as opposed to servile, mechanical); worthy, befitting a gentleman. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سخی

    adjective

    Paul admonishes: ‘Work at good, be rich in fine works, be liberal, ready to share.’—1 Timothy 6:18.

    پولس توصیه میکند: ‹نیکوکار بوده، در اعمال صالحه دولتمند و سخی و گشادهدست باشید.› — ۱تیموتاؤس. ۶:۱۸.

  • راد

    adjective
  • آزاد

    adjective

    And then I liberate myself from these fears.

    و خودم را از این ترس و هراس آزاد کنم.

  • ترجمه های کمتر

    • سخاوتمند
    • آزاده
    • بخشنده
    • فراوان
    • آزادوار
    • زیاد
    • دهشگر
    • وارسته
    • مترقی
    • وافر
    • دهنده
    • (تفسیر یا ترجمه) آسان گیرانه
    • (در اصل) در خور آزادگان
    • (هوادار اصلاحات و پیشرفت و آزادی های فردی) آزادیخواه
    • آزاد اندیش
    • آزاد ساز
    • آزادمنش (دارای گذشت و تحمل نسبت به کسانی که دارای عقاید و باورهای دیگری هستند)
    • حزب لیبرال کانادا
    • خالی از تعصب
    • خوش قیافه
    • دست و دل باز
    • رهایی بخش
    • سزاوار آزاد مردان
    • صاحب کرم
    • طرفدار لیبرالیسم
    • غیر متعصبانه
    • لیبرال L( -10 بزرگ) حزب لیبرال انگلیس
    • ناسنت گرای
    • نظام جمهوری و مردمی (در برابر نظام های شاهی یا اشرافی و غیره)
    • وابسته به حزب لیبرال L( -11 بزرگ) عضو حزب لیبرال
    • وابسته به علوم انسانی
    • پیشروی گرای
    • گشاده دست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " liberal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Liberal adjective noun دستور زبان

(UK) A Liberal Democrat. [..]

+ اضافه کردن

"Liberal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Liberal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "liberal" با ترجمه به فارسی

  • فمینیسم لیبرال
  • (در اصل) هفت موضوع درسی که در آموزش کلاسیک و دوران رنسانس مورد تاکید بود · (دردانشگاه های امریکا و انگلیس و کانادا) دروس علوم انسانی (ادبیات و فلسفه و غیره و علوم پایه : ریاضی و فیزیک و غیره - در برابردروس عملی یا فنی یا حرفه ای مانند حسابداری و کامپیوتر و غیره) · آموزش و پرورش آزادگر · علوم انسانی · علوم مقدماتی
  • آزادسازی اقتصادی
  • علوم مقدماتی
  • برش اضافي · برش بهسازي · بهسازی توده جنگلی
  • سازمان رهایی افغانستان
  • بینالملل لیبرال
  • (لاتین) کتاب · دفتر (به ویژه دفتر ثبت قباله و سند و غیره)
اضافه کردن

ترجمه های "liberal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه