ترجمه "librate" به فارسی
(مانند شاهین ترازو) نوسان کردن, معلق بودن, پس و پیش رفتن بهترین ترجمه های "librate" به فارسی هستند.
librate
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) A piece of land having a value of one pound per year [..]
-
(مانند شاهین ترازو) نوسان کردن
-
معلق بودن
-
پس و پیش رفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " librate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "librate"
عباراتی شبیه به "librate" با ترجمه به فارسی
-
(نجوم) نوسان ماه (که موجب می شود 95 درصد سطح آن از کره ی زمین دیدپذیر باشد) · جنبش · رخگرد · نوسان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن