ترجمه "lidded" به فارسی
سردار, دارای نوع بخصوصی پلک (چشم), سرپوش دار بهترین ترجمه های "lidded" به فارسی هستند.
lidded
adjective
Having a cover like a lid. [..]
-
سردار
noun proper -
دارای نوع بخصوصی پلک (چشم)
-
سرپوش دار
-
کلاهک دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lidded " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lidded" با ترجمه به فارسی
-
(خودمانی) کلاه · (خودمانی) یک بسته ماری جوانا (حدود یک اونس) · (عامیانه) جلوگیر · (کتری یا چمدان و غیره) در · جلوگیری · در · درپوش · رجوع شود به operculum · سر · سرپوش · شاپو · قید و بند · مخفف : eyelid (پلک چشم) · ممانعت · مهار · نهنبان · پلک · پلک چشم · پوشنه · کلاه · کلاهک
-
(خودمانی) کلاه · (خودمانی) یک بسته ماری جوانا (حدود یک اونس) · (عامیانه) جلوگیر · (کتری یا چمدان و غیره) در · جلوگیری · در · درپوش · رجوع شود به operculum · سر · سرپوش · شاپو · قید و بند · مخفف : eyelid (پلک چشم) · ممانعت · مهار · نهنبان · پلک · پلک چشم · پوشنه · کلاه · کلاهک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن