ترجمه "lights" به فارسی
شش, آتش, جگر سفید (شش) حیواناتی از قبیل گوسفند و خوک (که مصرف خوراکی دارد) بهترین ترجمه های "lights" به فارسی هستند.
lights
verb
noun
Plural form of light. [..]
-
شش
nounthe one hundred and sixpicked gendarmes, the light cavalry of the Guard
صد و شش تن ژاندارم ممتاز، سربازان شکاری گارد،
-
آتش
nounHis driver lingered a moment to get a light for his pipe from the man behind.
راننده او لحظهای درنگ کرده بود تا برای چپقش از راننده عقبی آتش بگیرد.
-
جگر سفید (شش) حیواناتی از قبیل گوسفند و خوک (که مصرف خوراکی دارد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lights " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lights
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Lights" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lights در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "lights"
عباراتی شبیه به "lights" با ترجمه به فارسی
-
روشنايي تپي · روشنايي نوبتي · روشنايي پيوسته · روشنايي گسيخته · رژیمهای نوری
-
(یزدان شناسی ((کویکرها))) نور درونی (که نمایشگر وجود خدا در روح بشر است)
-
نور مصنوعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن