ترجمه "likelihood" به فارسی
شانس, احتمال, شایدی بهترین ترجمه های "likelihood" به فارسی هستند.
likelihood
noun
دستور زبان
The probability of a specified outcome; the chance of something happening; probability; the state of being probable. [..]
-
شانس
nounBut I would only say that he will, in all likelihood, regain his health.
فقط ميخوام بگم که خيلي شانس اورده که ميتونه سلامتي رو دوباره بدست بياره.
-
احتمال
nounIn all likelihood, though, I should die before morning.
با این حال، احتمال دارد که دچار چنین وضعی شوم و پیش از فرا رسیدن صبح بمیرم.
-
شایدی
-
شوایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " likelihood " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "likelihood" با ترجمه به فارسی
-
آزمون نسبت درستنمایی
-
توزیع شانس وقوع تجمعی
-
تابع درستنمایی
-
وقوع
-
برآورد درستنمایی بیشینه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن