ترجمه "lily" به فارسی

سوسن, زنبق, سوسنی بهترین ترجمه های "lily" به فارسی هستند.

lily adjective noun دستور زبان

Any of several species of herbaceous flower which may or may not resemble the genus Lilium in some way, and which are not closely related to it or each other. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوسن

    noun

    flower in the genus Lilium [..]

    My lily flower, you are right now, as always.

    مثل همیشه حالا هم درست میگویی، گل سوسن من.

  • زنبق

    noun

    A flowering plant of the genus Lilium.

    I am the rose of Sharon, and the lily of the valleys.

    من نرگس شارون و زنبق دره ها هستم.

  • سوسنی

  • ترجمه های کمتر

    • (از نظر سپیدی یا لطافت) سوسن مانند
    • (گیاه شناسی) سوسن (جنس Lilium که دارای پیاز و گل های شیپوری است)
    • رجوع شود به fleur-de-lis
    • زنبق رشتی
    • سفید و زیبا
    • سوسن سفید
    • سوسنیان (تیره ی Liliaceae از راسته ی Liliales که یک لپه ای هستند و لاله و پیازخوراکی از این تیره اند)
    • هرگیاه مشابه سوسن :سوسن آبی
    • پیاز سوسن
    • گل سوسن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lily " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lily proper

A female given name. Popular around 1900 and currently returning to favor. [..]

+ اضافه کردن

"Lily" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lily در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "lily"

عباراتی شبیه به "lily" با ترجمه به فارسی

  • (گیاه شناسی) سوسن پاک (انواع سوسن ها بخصوص Lilium longiflorum که گل های درشت و سپید می دهند و در مراسم عید پاک به عنوان آذین و هدیه کاربرد دارند)
  • سنگواره ی سوسنیان
  • گل برف
  • رجوع شود به dogtooth violet
  • سوسن سرخ
  • خورشیدی
  • رجوع شود به waterlily
  • برگ پهن و شناور نیلوفر آبی (waterlily)
اضافه کردن

ترجمه های "lily" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه