ترجمه "limits" به فارسی
حدود ترجمه "limits" به فارسی است.
limits
verb
noun
Plural form of limit. [..]
-
حدود
nounShe was a bachelor of arts, but he had gone beyond her limitations.
او لیسانسیهی ادبیات بود اما مارتین خیلی از حدود او فراتر رفته بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " limits " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "limits" با ترجمه به فارسی
-
شرکت سهامی با مسئولیت محدود
-
شرکت با مسئولیت محدود
-
شركت محدود به سرمايه ها
-
رجوع شود به expressway
-
این فقط پیدا کردن راه حل های بهینه ی محلی را که محیط جست و جو را به شدت کاهش میدهد گازانتی میکند از این رو احتمال یافتن راه حل بهینه سرتاسری را محدود میکند
-
فیزیک کلاسیک
-
محدودیت در تقسیم سود سهام
-
(عامل محیطی که رشد یا فعالیت یا گسترش سازواره را محدود می کند) عامل بازدار · عامل محدود کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن