ترجمه "linchpin" به فارسی

اشبیل, سگدست, لنگر بهترین ترجمه های "linchpin" به فارسی هستند.

linchpin noun دستور زبان

a pin inserted through holes at the end of an axle, so as to secure a wheel [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشبیل

  • سگدست

  • لنگر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (مجازی - هر وسیله ای که اجزای چیزی را متصل یا همبسته نگه می دارد) پایه ی اصلی
    • (میخ یا میله که برای نگهداری چرخ در انتهای محور قرار می دهند) میخ آسه
    • تکیه گاه اصلی
    • رکن اساسی
    • میخ محور
    • وابستگی عمده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " linchpin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "linchpin"

اضافه کردن

ترجمه های "linchpin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه