ترجمه "lint" به فارسی
پنبه, کرک, نخ بهترین ترجمه های "lint" به فارسی هستند.
lint
verb
noun
دستور زبان
a fine material made by scraping cotton or linen cloth; used for dressing wounds [..]
-
پنبه
nounAs lint was lacking, the doctor, for the time being, arrested the bleeding with layers of wadding.
پزشک، خونروی از زخمها را با تکههای پنبه و کتان موقتا جلوگیری کرده بود.
-
کرک
nounNothing in his pockets but knives and lint.
چيزي توي جيب هاش نبود جز چاقو و کرک
-
نخ
noun
-
ترجمه های کمتر
- باند
- تنزیب
- ليف
- پرز
- کرکه
- پت
- (سابقا) پارچه ی زخم بندی (پارچه ی پنبه یا کتان ساییده و نرم شده)
- (پارچه و فرش ماشینی و غیره) پرز ریختن
- (پس از شستن یا کهنگی) پت دادن
- آخال پنبه
- ضایعات پنبه
- پنبه ی به درد نخور (که پس از پاک کردن یا حلاجی باقی می ماند)
- پنبه ی زده شده (آماده نخ ریسی)
- پنبه ی نخ ریسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lint " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lint" با ترجمه به فارسی
-
ليف (پنبهای)
-
پرزگیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن