ترجمه "lip" به فارسی
لب, لبه, لبی بهترین ترجمه های "lip" به فارسی هستند.
(sports) to make a golf ball hit the lip of the cup, without dropping in [..]
-
لب
nounfleshy protrusion framing the mouth [..]
His rosy lips were blackened with heat, the smoke of gun powder.
لبان سرخ رنگش از شدت گرما سیاه شد، دود باروت.
-
لبه
nounThere were five tall figures: two standing on the lip of the dell, three advancing.
پنج شبح بلند قامت آنجا بودند، دو تن روی لبه دره ایستادند و سه تن پیش آمدند.
-
لبی
adjectiveanswered, with shrugs and biting of lips
آنگاه شانهها را بالا انداخته لبی گزیدند و گفتند:
-
ترجمه های کمتر
- بل
- درشتی
- لبگیر
- لفچ
- لنج
- تیغه
- (آن قسمت از ساز بادی مانند فلوت و غیره که در میان دو لب قرارمی گیرد) لبک
- (آوا شناسی) لبی
- (برای زدن فلوت و غیره) لب ها را برلبگیر قرار دادن
- (خودمانی) سخن بی ادبانه
- (قدیمی) بوسیدن
- (نجوا کنان) گفتن
- (هنگام زدن سازهای بادی مانند فلوت) طرز قرار گیری لب ها (embouchure هم می گویند)
- (چاقو و ابزار برنده) لبه
- (کالبد شناسی) labium
- (گیاه شناسی) جام لبسان
- آوای لبی (بیشتر می گویند: labial)
- برای لب
- زبان درازی
- زبانی (ولی نه از ته دل)
- زیر لبی حرف زدن
- غیر مخلصانه
- لب حیوان
- لب زدن به
- لب لچ
- لب مالیدن به
- لبه ی لیوان (و فنجان و غیره)
- نجوا کردن
- هر چیز لب مانند: دور زخم
- وابسته به لب
- کاسه ی لبسان
- گلبرگ لبسان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lip " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Abbreviation of [i]large igneous province[/i]. [..]
"LIP" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای LIP در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "lip"
عباراتی شبیه به "lip" با ترجمه به فارسی
-
لب خوانی
-
خاموش · دهان بسته · ساکت · لب فرو بسته · کم حرف · کم گو
-
گراز بدبوی لبسفید
-
(در مورد تنگ و لگن و غیره) لوله دار (مانند قوری) · - لب · دارای لب های بخصوص · رجوع شود به labiate
-
(رویان شناسی) لب پشتی (بخشی از blastopore که بعدا در پشت جنین قرار می گیرد)
-
لب زنی · لبزنی
-
لب شتری
-
کل هفته به چیزی لب نزده