ترجمه "lippy" به فارسی
گستاخ, (خودمانی) دهان دریده, اهل پیش جوابی بهترین ترجمه های "lippy" به فارسی هستند.
lippy
adjective
noun
دستور زبان
(informal) Talking back, in a cheeky manner. [..]
-
گستاخ
adjectiveOh, I've had enough of this lippy Lakeman.
اوه ، ديگه دارم از دست اين مرد ساکن درياچه گستاخ خسته ميشم
-
(خودمانی) دهان دریده
-
اهل پیش جوابی
-
زبان دراز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lippy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن