ترجمه "liquor" به فارسی
عرق, مشروب, نوشابه بهترین ترجمه های "liquor" به فارسی هستند.
liquor
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) A liquid. [..]
-
عرق
nounstrong alcoholic drink derived from fermentation and distillation
Whenever his liquor begun to work he most always went for the govment
تا عرق گرمش میکرد دولت را میگرفت به باد فحش.
-
مشروب
nounHe pays for as much liquor as a saloon full of thirsty men can swallow.
این مردان تشنه لب که سالن را پر کردهاند هر چقدر مشروب بخورند او پولش را خواهد داد.
-
نوشابه
nounthat the use of this liquor filled us with diseases
خوردن این نوشابه بیماریهای فراوانی در ما به وجود میآورد
-
ترجمه های کمتر
- لیکور
- عصاره
- افشره
- شهد
- (دارو سازی) دارویی که درآب حل شده (در برابر: دارویی که در الکل حل شده است tinctur)
- (عامیانه -معمولا با: up) مشروب خوردن یا خوراندن
- آب دارو
- داروی آب وار
- لیکور نوشیدن
- مست کردن
- مشروب الکلی
- مشروبات الکلی
- نوشابه ی الکلی (به ویژه اگر از راه تقطیر درست شده باشد نه تخمیر مثلا ویسکی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " liquor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "liquor"
عباراتی شبیه به "liquor" با ترجمه به فارسی
-
اسيد معدی · شيره رودهاي · شيره سيرابي · شيره لوزالمعدي · شيره معدي · شیرههای گوارشی · كيموس معدي
-
اکسیه · مالت · نوشیدنی ساخته شده از مالت · نوشیدنی مالت دار (مانند آبجو)
-
مشروب الکلی · مشروبات الکلی
-
لیکور سیاه
-
گوشتابه ای که پس از درآوردن گوشت و سبزیجات در دیگ باقی می ماند (potlikker هم می نویسند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن