ترجمه "lisp" به فارسی

لکنت, کلته, با زبان شل گفتن (یا حرف زدن یا تلفظ کردن : مثلا مانند کودکان s راهمچون th تلفظ کردن) بهترین ترجمه های "lisp" به فارسی هستند.

lisp verb noun دستور زبان

To pronounce the sibilant letter ‘s’ imperfectly; to give ‘s’ and ‘z’ the sounds of ‘th’ (IPA: /θ / ð/) — a defect common amongst children. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لکنت

    A little shamefaced girl lisped Mary had a little lamb

    یک دختر کوچک خجالتی با لکنت زبان سرود مری یه برهی کوچک داشت را خواند

  • کلته

  • با زبان شل گفتن (یا حرف زدن یا تلفظ کردن : مثلا مانند کودکان s راهمچون th تلفظ کردن)

  • ترجمه های کمتر

    • شلی زبان
    • لکنت داشتن
    • نوک زبانی حرف زدن
    • کلته داشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lisp " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lisp proper

(programming languages) A functional programming language with a distinctive parenthesized syntax, much used in artificial intelligence. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لیسپ

    Lisp (programming language)

LISP proper noun

Alternative spelling of Lisp. [..]

+ اضافه کردن

"LISP" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای LISP در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "lisp" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه