ترجمه "literature" به فارسی
ادبیات, ادب, ادبيات بهترین ترجمه های "literature" به فارسی هستند.
literature
noun
دستور زبان
The body of all written works. [..]
-
ادبیات
nounbody of all written works [..]
He talked of art, and literature, and life.
از هنر سخن گفت و از ادبیات و از زندگی.
-
ادب
nounbody of all written works
why they were visited by those professors of French literature, of music, of drawing, of dancing
چرا آن استادان ادب فرانسه، موسیقی، طراحی و رقص به خانه میآمدند؟
-
ادبيات
Besides, she seems nice, and she has excellent taste in literature.
بعلاوه ، دختر خوبيه ، و به ادبيات هم علاقه ي وافر داره.
-
ترجمه های کمتر
- نوشتجات
- بروشور
- db
- dbyat
- (قدیمی) آشنایی با کتب
- (موسیقی) کلیه ی تصنیفات مربوط به ساز یا صدای بخصوص
- آثار ادبی
- دانش ادبی
- متون علمی
- مطلب چاپی
- نوشتارهای وابسته به حرفه ی علمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " literature " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "literature" با ترجمه به فارسی
-
ادبیات شفاهی
-
ادبیات تطبیقی · ادبیات همسنجشی
-
ادبیات لزبین
-
ادبیات شهوانی
-
ادبیات چین
-
دانشنامه فارسی زبان و ادب
-
ادبیات جهان
-
سفرنامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن