ترجمه "litigate" به فارسی
به دادگاه شکایت کردن, تعقیب قانونی کردن, تقاضا کردن بهترین ترجمه های "litigate" به فارسی هستند.
litigate
verb
دستور زبان
(intransitive, construed with on ) To go to law. [..]
-
به دادگاه شکایت کردن
-
تعقیب قانونی کردن
verb -
تقاضا کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- دادجویی کردن
- دادخواهی کردن
- دعوی کردن
- طرح دعوی کردن
- عارض شدن
- پیگرد خواهی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " litigate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "litigate" با ترجمه به فارسی
-
(حقوق) · اقامه ی دعوا · دادخواهی · دعوا · دعوی · دعوی قضایی · منازعه · پرونده ی دادخواهی · یياضق یوعد
-
طرف دعوی
-
(حقوق) قابل تعقیب قضایی · پیگرد پذیر
-
(حقوق) دادخواه · دادجوی · طرف دعوا · طرف دعوى · طرف دعوی · عارض · متداعی · پیگرد خواه
-
(حقوق) · اقامه ی دعوا · دادخواهی · دعوا · دعوی · دعوی قضایی · منازعه · پرونده ی دادخواهی · یياضق یوعد
-
(حقوق) دادخواه · دادجوی · طرف دعوا · طرف دعوى · طرف دعوی · عارض · متداعی · پیگرد خواه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن