ترجمه "little" به فارسی

كوچِک, کم, کوچک بهترین ترجمه های "little" به فارسی هستند.

little adjective adverb noun دستور زبان

(of a sibling) Younger. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • كوچِک

  • کم

    adverb adjective

    not much

    Yeah, I need a little hand with this one.

    آره ، فقط اين يکي رو يه کم کمک لازم دارم.

  • کوچک

    adjective

    small in size

    Meg's shoes are a little loose.

    کفش های مگ کوچک شده اند.

  • ترجمه های کمتر

    • خرد
    • که
    • کوچولو
    • بچه
    • كوچك
    • ناچیز
    • حقیر
    • خُرد، خُردَک
    • ریز نقش
    • ملوس
    • زود
    • دون
    • معدود
    • زودگذر
    • نارسا
    • نابالغ
    • (به طور سرگرم کننده یا خوشایند) کم اهمیت
    • (به نشان محبت) کوچولو
    • (فکر و غیره) کوته
    • (قد) کوتاه
    • (معمولا با: a) کمی
    • بی ارزش 0
    • دون پایه
    • شمه 3
    • مدت یا مقدار کم
    • نه چندان 2
    • کم اهمیت ولی مغرضانه 1
    • کم تعداد
    • کم جمعیت
    • کم رتبه
    • کم زمان
    • کم زور
    • کم شمار
    • کم قدرت
    • کوتاه مدت
    • کوچول موچول
    • کوچک اندام
    • کوچک و ناراحت کننده
    • یک خورده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " little " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Little proper

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Little" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Little در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "little"

عباراتی شبیه به "little" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "little" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه