ترجمه "livable" به فارسی

تاب آوردنی, تحمل پذیر, زیست پذیر بهترین ترجمه های "livable" به فارسی هستند.

livable adjective دستور زبان

Endurable, survivable, suitable for living in, inhabitable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاب آوردنی

  • تحمل پذیر

  • زیست پذیر

  • قابل سکنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " livable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "livable" با ترجمه به فارسی

  • زیست پذیری · قابلیت زندگی درچیزی
اضافه کردن

ترجمه های "livable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه