ترجمه "live on" به فارسی
به درازا کشیدن, دوام داشتن, دوام کردن بهترین ترجمه های "live on" به فارسی هستند.
live on
verb
دستور زبان
(idiomatic, transitive) To survive solely by consuming a certain thing. [..]
-
به درازا کشیدن
verb -
دوام داشتن
verb -
دوام کردن
verb -
طول کشیدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " live on " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن