ترجمه "liverish" به فارسی

بدخو, صفراوی, ملول بهترین ترجمه های "liverish" به فارسی هستند.

liverish adjective دستور زبان

Not feeling well due to an upset digestive system; queasy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدخو

  • صفراوی

  • ملول

  • ترجمه های کمتر

    • بد خلق
    • شبیه جگر
    • مبتلا به بیماری جگر (یا کبد)
    • کبد مانند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " liverish " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "liverish" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه