ترجمه "livestock" به فارسی

دام, دامداری, احشام بهترین ترجمه های "livestock" به فارسی هستند.

livestock noun دستور زبان

Farm animals; animals domesticated for cultivation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دام

    noun

    Yeah, he's stealing Beatty's livestock is what's going on.

    آره ، داره دام های بیتی رو میدزده.

  • دامداری

  • احشام

    noun

    In recent years, hungry lions have increasingly been killing livestock.

    در سال هاي اخير ، شيرهاي گرسنه به طور فزاينده اي احشام مختلف را شکار ميکردند.

  • ترجمه های کمتر

    • حیوان اهلی (به ویژه گاو و گوسفند و خوک)
    • دام (حیوان)
    • یلها ناياپراچ ،ماشحا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " livestock " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "livestock" با ترجمه به فارسی

  • بیمه دام
  • آلونكهاي دام · خانه آلونكي · خانه جانور · خانه جانوران · خانه دام · خانه روباز · محل نگهداري باز · مسکن حیوان · پرورشگاههای ماهي
  • مديريت گله · مدیریت دامپروری
  • آلونكهاي دام · خانه آلونكي · خانه جانور · خانه جانوران · خانه دام · خانه روباز · محل نگهداري باز · مسکن حیوان · پرورشگاههای ماهي
  • دامپروری در زمستان · دامپروری زمستانه · دامپروری طی زمستان
  • تجهيزات محصوركردن دام · تجهيزات مراقبت دام · تجهیزات دامپروری
  • نژادهای دام
  • شاخبری
اضافه کردن

ترجمه های "livestock" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه