ترجمه "lobster" به فارسی

خرچنگ دریایی, روبیان, لابستر بهترین ترجمه های "lobster" به فارسی هستند.

lobster adjective verb noun دستور زبان

red-colored, especially from a sunburn. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرچنگ دریایی

    noun

    crustacean [..]

    They looked like deformed, shell less lobsters, horribly pale and slimy looking

    آنها شبیه به خرچنگ دریایی بدون پوستهی بدقوارهای بودند به نظر میرسید بدن کمرنگ و چندشآورش آن بسیار لزج باشد.

  • روبیان

    crustacean

  • لابستر

    I'm learning how to catch lobster, play poker.

    دارم لابستر گرفتن و پوکر بازی کردن یاد میگیرم

  • ترجمه های کمتر

    • لانگوست
    • (جانور شناسی) لابستر (انواع سخت پوستان دریایی و ته زی و ده دست و پا به ویژه از تیره ی Nephropidae)
    • لابستر صید کردن
    • گوشت لابستر (که خوراکی است)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lobster " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "lobster"

عباراتی شبیه به "lobster" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lobster" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه