ترجمه "loch" به فارسی
دریاچه, شاخابه, خلیج باریک بهترین ترجمه های "loch" به فارسی هستند.
loch
noun
دستور زبان
(Scottish) A lake. [..]
-
دریاچه
nounTheir union being thus bounteously blessed, a contract of marriage was entered into which brought the McTarrys Black Loch, Ben Torn, the Shags of Raugh,
یک قرارداد ازدواج وارد شد که به ارمغان آورد و McTarrys سیاه دریاچه ، بن پاره از Shags از Raugh ،
-
شاخابه
-
خلیج باریک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " loch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "loch"
عباراتی شبیه به "loch" با ترجمه به فارسی
-
دریاچه لوموند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن