ترجمه "loco" به فارسی

مجنون, دیوانه, احمق بهترین ترجمه های "loco" به فارسی هستند.

loco adjective verb noun adverb دستور زبان

(music) A direction in written or printed music to return to the proper pitch after having played an octave higher or lower. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجنون

    adjective
  • دیوانه

    adjective

    He is loco! the commandant had exploded.

    فرمانده پلیس مادرید فریاد زده بود: این مرد دیوانه است!

  • احمق

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • (با خوردن گون زهرین) مسموم کردن یا شدن
    • (خودمانی) دیوانه شدن یا کردن
    • رجوع شود به loco disease
    • رجوع شود به locoweed
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " loco " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Loco
+ اضافه کردن

"Loco" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Loco در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "loco"

عباراتی شبیه به "loco" با ترجمه به فارسی

  • (لاتین) در جای خود · در محل متعلق به خود
  • (در نویسندگی و دادن مراجع -لاتین) در جای مذکور · در مرجع گفته شده
  • جنبش [locomotion] · پیشوند: از جایی به جای دیگر
  • (لاتین - به ویژه در امور آموزشی) به جای والدین · با حق پدری (و مادری)
  • (دامپزشکی - در اسب و گاو و گوسفند و غیره) بیماری گون (که در اثر خوردن گون زهرین ایجاد می شود) (locoism هم می گویند)
اضافه کردن

ترجمه های "loco" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه