ترجمه "loft" به فارسی

سقف, خرپشته, فرازگاه بهترین ترجمه های "loft" به فارسی هستند.

loft adjective verb noun دستور زبان

(obsolete, except in derivatives) air, the air; the sky, the heavens. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سقف

  • خرپشته

    نام مهندسی خرپشته

  • فرازگاه

  • ترجمه های کمتر

    • لژ
    • بالکن
    • (بازی گلف) انحنای سرچوگان
    • (توپ گلف یا تنیس و غیره) ضربه ی هوایی زدن
    • (در انبار یا کارخانه و غیره) بالاخانه
    • اتاق روی طویله
    • اتاق زیر بام
    • اتاق زیر شیروانی
    • ارتفاع گوی گلف
    • برج دیده بانی
    • جایگاه بلند
    • در اتاق زیر شیروانی (یا بالاخانه و غیره) انبار کردن
    • قوسدار پراندن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " loft " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Loft
+ اضافه کردن

"Loft" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Loft در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

LOFT noun دستور زبان

loss of fluid test

+ اضافه کردن

"LOFT" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای LOFT در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "loft"

عباراتی شبیه به "loft" با ترجمه به فارسی

  • (در کلیسا) بالکن یا جایگاه ویژه ی سرایندگان
  • تختخواب بلندتر از سطح زمین (آنقدر بلند که بتوان زیر آن رفت و آمد کرد)
اضافه کردن

ترجمه های "loft" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه