ترجمه "logging" به فارسی

الوارکنی, قطع درخت, استحصال الوار بهترین ترجمه های "logging" به فارسی هستند.

logging noun verb دستور زبان

Present participle of log. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • الوارکنی

  • قطع درخت

    The town, it was built on the logging industry, but all that collapsed with the tree huggers.

    با وجود تلاش حاميان محيط زيست ، اساس اين شهر روي صنعت قطع درختان بنا شده.

  • استحصال الوار

  • ترجمه های کمتر

    • بهره برداری از جنگل
    • بینهبرداری
    • درخت اندازی
    • درخت بری و الوار سازی
    • درختبری
    • واقعه نگاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " logging " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "logging" با ترجمه به فارسی

  • کندهها
  • الوار تخته ای · کنده ی بزرگ (مناسب برای اره کشی)
  • تخته و ریسمان سرعت سنج کشتی های قدیم
  • باقیماندههای الوارکنی · ضایعات الوارکنی · پسماندههای الوارکنی · پوست درخت · چوب پسمانده
  • قمندانی عمومی لوجستیک دیپوی مرکزی
  • تبدیل شده بصورت لگاریتمی · لگاریتم تبدیلی
  • کنده و ریسمان (ابزار سرعت سنجی کشتی های قدیمی)
  • کیلاگر
اضافه کردن

ترجمه های "logging" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه