ترجمه "loitering" به فارسی
پرسه زنی ترجمه "loitering" به فارسی است.
loitering
noun
verb
دستور زبان
Present participle of loiter. [..]
-
پرسه زنی
to stand about without any aim or purpose
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " loitering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "loitering" با ترجمه به فارسی
-
پرسه زن · کسیکه در رفتن تعلل کند
-
(معمولا با: about) وقت را به بطالت گذراندن · با تنبلی و آهستگی حرکت کردن · تنبلی کردن · سر راه چندین جا درنگ کردن · سلانه سلانه رفتن · لم دادن · وقت کشی کردن · ول گشتن · پرسه زدن · پلکیدن · یللی کردن
-
(معمولا با: about) وقت را به بطالت گذراندن · با تنبلی و آهستگی حرکت کردن · تنبلی کردن · سر راه چندین جا درنگ کردن · سلانه سلانه رفتن · لم دادن · وقت کشی کردن · ول گشتن · پرسه زدن · پلکیدن · یللی کردن
-
(معمولا با: about) وقت را به بطالت گذراندن · با تنبلی و آهستگی حرکت کردن · تنبلی کردن · سر راه چندین جا درنگ کردن · سلانه سلانه رفتن · لم دادن · وقت کشی کردن · ول گشتن · پرسه زدن · پلکیدن · یللی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن