ترجمه "loll" به فارسی

لم دادن, لمیدگی, والمیدن بهترین ترجمه های "loll" به فارسی هستند.

loll verb دستور زبان

To act lazily or indolently; to recline; to lean; to throw one's self down; to lie at ease. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لم دادن

    verb
  • لمیدگی

  • والمیدن

  • ترجمه های کمتر

    • واکشیدن
    • پلاسیدن
    • خمودی
    • (با تنبلی یا آسودگی) لمیدن
    • (زبان) بیرون آمدن
    • (قدیمی) آسودگی
    • برون آویختن
    • بیرون افتادن
    • خمود شدن یا کردن
    • خمیده و پژمرده شدن یا کردن
    • لم دادگی
    • ور چلسگیدن
    • پژمرده و آویخته شدن (به ویژه گیاه)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " loll " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "loll" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "loll" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه