ترجمه "longer" به فارسی
بزرگتر, بلندتر, تشنه بهترین ترجمه های "longer" به فارسی هستند.
longer
noun
adjective
adverb
دستور زبان
comparative form of long: more long [..]
-
بزرگتر
adjectiveIhave only a little lead sword, no longer than that.
چیزی ندارم غیر از یه شمشیر کوچولوی سربی که از اینقدره بزرگتر نیست.
-
بلندتر
adjectiveShe noticed his nails which were longer than one wore them at Yonville.
نگاه خانم به ناخنهای بلند او که در ایونویل کسی به بلندی او نداشت افتاد.
-
تشنه
noun
-
ترجمه های کمتر
- درازتر
- طولانی تر
- مفصل تر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " longer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "longer" با ترجمه به فارسی
-
شرایط عوض شده
-
دیگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن