ترجمه "longitudinal" به فارسی
طولی, طولي, درازایی بهترین ترجمه های "longitudinal" به فارسی هستند.
longitudinal
noun
adjective
دستور زبان
Relating to length, or to longitude. [..]
-
طولی
-
طولي
That's when the stomach gets twisted around the longitudinal axis of the digestive tract.
اون وقتيه که معده دور محور طولي دستگاه گوارش ميپيچه.
-
درازایی
-
ترجمه های کمتر
- درازنایی
- از درازا
- درازا رجی
- وابسته به دراز مدت
- وابسته به درازا
- وابسته به دگرگونی فرد یا گروه در دراز مدت
- وابسته به طول جغرافیایی
- یازشی (در برابر: عرضی یا پهنایی transverse)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " longitudinal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "longitudinal" با ترجمه به فارسی
-
موج طولی
-
زهكشهاي اتصالي · زهكشهاي اصلي · زهكشهاي برونريز · زهكشهاي جمعكننده · زهكشهاي حايل · زهكشي تقاطعي · زهكشي طولي · شبکههای زهکشی
-
طولا
-
تار عضلانی طولی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن