ترجمه "lookout" به فارسی

نگهبان, نگهبانی, دیدهبان بهترین ترجمه های "lookout" به فارسی هستند.

lookout noun دستور زبان

A vantage point with a view of the surrounding area. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نگهبان

    noun

    A wild sight it was to see her long bearded lookouts at those three mast heads.

    دیدار سه نگهبان ریشوی آن بر بالای سر دکلها وحشتآور بود.

  • نگهبانی

    noun

    We can rest easy with Roberto on the lookout.

    وقتی " روبرتو " نگهبانی میده می تونیم راحت استراحت کنیم.

  • دیدهبان

    person on a ship in charge of the observation of the sea for hazards

    Who today make up Jehovah’s watchman class, or “lookout,” and what attitude have they had?

    امروزه چه گروهی طبقهٔ دیدهبان یَهُوَه محسوب میشود، و شیوهٔ عمل این طبقه چگونه است؟

  • ترجمه های کمتر

    • مراقبت
    • زیچ
    • آژیر
    • مستحفظ
    • پاسدار
    • هشدار
    • نگرانی
    • (انگلیس) آتیه
    • (جای بلند که از آن بتوان اطراف را پایید) دیدبانگاه
    • (عامیانه) دلواپسی
    • برج دیده بانی
    • رصد خانه
    • چشم انداز آینده
    • گوش به زنگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lookout " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lookout
+ اضافه کردن

"Lookout" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lookout در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "lookout" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lookout" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه