ترجمه "lopsided" به فارسی

کج, نامتقارن, نامتوازن بهترین ترجمه های "lopsided" به فارسی هستند.

lopsided adjective دستور زبان

Not even or balanced; not the same on one side as on the other. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کج

    adverb

    Ah, said Moody, another slight smile twisting his lopsided mouth.

    بار دیگر لبخند ده آن اریب مو دی را کج و معوج کرد و گفت:

  • نامتقارن

    adjective
  • نامتوازن

  • ترجمه های کمتر

    • ناهمسنگ
    • نابرابر
    • (سنگین تر یا بزرگتر یا پایین تر در یک طرف) یک وری
    • نا متعادل
    • ناهم وزن
    • یک ور سنگین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lopsided " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "lopsided" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه