ترجمه "lordship" به فارسی

فرمانروایی, سروری, سیادت بهترین ترجمه های "lordship" به فارسی هستند.

lordship noun دستور زبان

The state or condition of being a lord; hence (with his or your), a title applied to a lord (except an archbishop or duke, who is called Grace) or a judge (in Great Britain), etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرمانروایی

    their lordship passed, leaving only green mounds in the grassy hills.

    زمان فرمانروایی ایشان به سر آمده و جز پشتههایی خاکستری بر روی تپههای پر علف چیزی از آنان باقی نمانده است.

  • سروری

  • سیادت

    noun

    Your lordship certainly lopped off a few heads a day, heh?

    چه سیادت خود را به عنوان اجازه ندهید سر رول.

  • ترجمه های کمتر

    • والایی
    • فرمانفرمایی
    • اربابی
    • (پس از: his یا your - معمولا L بزرگ) عنوان لرد
    • قلمرو لرد
    • مقام و شوکت لردی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lordship " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lordship noun

a title used to address any British peer except a duke and extended to a bishop or a judge; "Your Lordship"; "His Lordship"

+ اضافه کردن

"Lordship" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lordship در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "lordship" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lordship" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه