ترجمه "lorn" به فارسی
نابود, متروکه, مطرود بهترین ترجمه های "lorn" به فارسی هستند.
lorn
adjective
دستور زبان
(obsolete) lost, doomed [..]
-
نابود
adjectiveThe whole consciousness of my life lorn
تمام شعور حیاتی نابود شده،
-
متروکه
-
مطرود
-
ترجمه های کمتر
- منزوی
- (شعر قدیم) ترک شده
- (مهجور) تباه
- از دست رفته
- غریب و بی کس
- یکه و تنها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lorn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن