ترجمه "loss" به فارسی

زیان, ضرر, باخت بهترین ترجمه های "loss" به فارسی هستند.

loss noun verb دستور زبان

an instance of losing, such as a defeat [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیان

    noun

    something lost [..]

    It meant that he must accept the loss.

    معنی این کار این بود که زیان را باید بپذیرد.

  • ضرر

    noun

    They guy on the left is a safe loss.

    فروشندهی سمت چپ ضرر بدون ریسک وارد میکند.

  • باخت

    instance of losing

    Sputnik wasn't a technical loss, but it was a prestige loss.

    اسپوتنیک یک باخت تکنیکی نبود، اما از دست دادن اعتبار ما را موجب شد.

  • ترجمه های کمتر

    • خسارت
    • اتلاف
    • تلفات
    • کاهش
    • لطمه
    • افت
    • محرومیت
    • نایز
    • گمبود
    • لاو
    • نقصان
    • حرمان
    • هرز
    • کوچ
    • خروج
    • صدمه
    • (بیمه) خسارت جانی و مالی قابل پرداخت از سوی شرکت
    • (مکانیک) حرارت یا نیروی از دست رفته
    • خسارات (جانی و مالی)
    • شکست (خوردن)
    • عمل از دادن یا از دست رفتن
    • مبلغ خسارت
    • هدر رفتن
    • کشته شدگان
    • گم گشتگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " loss " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Loss
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیان

    noun

    It meant that he must accept the loss.

    معنی این کار این بود که زیان را باید بپذیرد.

  • ضرر- زیان

عباراتی شبیه به "loss" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "loss" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه