ترجمه "lounge" به فارسی
سالن, سالن استراحت, لم دادن بهترین ترجمه های "lounge" به فارسی هستند.
lounge
verb
noun
دستور زبان
To relax as if in a lounge. [..]
-
سالن
nounYears later she had attended a party in the basement lounge of a frathouse.
سالها بعد در سالن زیرزمینی باشگاه دانشگاه به یک مهمانی رفته بود.
-
سالن استراحت
nounIf I were any other patient, you'd both be in the lounge eating donuts.
اگه من يه بيمار معولي بودم ، الان داشتين توي سالن استراحت داشتين دونات ميخوردين.
-
لم دادن
verb
-
ترجمه های کمتر
- استراحت
- نشیمن
- پذیرائی
- آرامشگاه
- آرمش
- آسودن
- برنشستن
- تفرج، پرسه زنی، وقت گذرانی
- آرمیدن
- لمیدن
- غنودن
- (به طور راحت و رها نشستن یا دراز کشیدن یا ایستادن یا حرکت کردن) واکشیدن
- (در سرسرای هتل هاو برخی تئاترها و شرکت ها و غیره) اتاق مجهز به مبل راحت
- (قدیمی) گام آهسته و از روی فراغت
- (وقت خودرا) به بطالت گذراندن
- اطاق استراحت
- رجوع شود به cocktail lounge
- سلانه سلانه راه رفتن
- عمل آرامیدن
- نیمکت تخت شو
- وقت آرامیدن
- وقت تلف کردن
- ول گشتن
- کاناپه ی بی پشتی و بی دسته که یک طرفش برجستگی متکا مانند دارد
- یا لم یا لم راه رفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lounge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lounge"
عباراتی شبیه به "lounge" با ترجمه به فارسی
-
بیرون افتادن · لم دادن
-
(قطار راه آهن) واگن رستوران
-
(در رستوران یا هتل و ایستگاه ها و غیره) میخانه · پیاله فروشی
-
بیرون افتادن · لم دادن
-
نشیمن · پذیرائی
-
صندلی راحت
-
لباس خواب
-
رجوع شود به chaise longue
اضافه کردن مثال
اضافه کردن