ترجمه "love" به فارسی

عشق, مهر, دوست داشتن بهترین ترجمه های "love" به فارسی هستند.

love verb noun دستور زبان

(uncountable) An intense feeling of affection and care towards another person. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عشق

    noun

    strong affection [..]

    The greatest hate springs from the greatest love.

    بزرگ ترین نفرت از بزرگ ترین عشق سرچشمه می گیرد.

  • مهر

    noun

    strong affection [..]

    The flower she loved the most was the anthurium.

    گلی که پیش از همه به آن مهر میورزید آنتوریوم بود.

  • دوست داشتن

    verb

    have a strong affection for

    All that was best in her need of love was satisfied by her love for the child.

    نیاز دوست داشتن در او به بهترین وجهی با محبت کودک ارضاء میشد.

  • ترجمه های کمتر

    • عاشق بودن
    • دلبر
    • مهر ورزیدن
    • عزیز
    • جان
    • محبت
    • عشق داشتن
    • دوستی
    • عاطفه
    • دلباختگی
    • دلدار
    • شیدایی
    • یار
    • همخوابگی
    • جانم
    • مشوق
    • دلبرم
    • انگبین
    • والگی
    • مهرورزی
    • جماع
    • شهد
    • مودت
    • نگار
    • (الهیات) عشق خداوند به انسان
    • (تنیس) امتیاز صفر
    • (خودمانی - در خطاب) عزیزم
    • (در سلام رساندن) محبت فراوان
    • دوست داشتن (یزدانی)
    • زندگی عاشقانه
    • سخت دوست داشتن L( -10 بزرگ) Venus
    • عشق انسان به خدا
    • عشق ورزی
    • عشق ورزی کردن
    • عشق ورزیدن
    • علاقه ی شدید
    • علاقه ی شدید داشتن
    • مورد علاقه
    • چیز مورد مهر و علاقه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " love " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Love proper

An English surname. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عشق

    noun

    The greatest hate springs from the greatest love.

    بزرگ ترین نفرت از بزرگ ترین عشق سرچشمه می گیرد.

تصاویر با "love"

عباراتی شبیه به "love" با ترجمه به فارسی

  • اولین عشق
  • کار افتخاری
  • (گیاه شناسی) سیاه دانه (Nigella damascena از خانواده ی buttercup)
  • نامه عاشقانه · یادداشت عاشقانه
  • (عامیانه) عشق زودگذر و نارس نوجوانی · عشق خام · عشق زودرس (puppy love هم می گویند) · هوس
  • ازدواج به خاطر عشق (نه پول یا مقام و غیره)
اضافه کردن

ترجمه های "love" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه