ترجمه "lubber" به فارسی
لخته, خاک, آدم هیکل دار و کند دست و دست و پا چلفتی بهترین ترجمه های "lubber" به فارسی هستند.
lubber
noun
دستور زبان
a clumsy or lazy person [..]
-
لخته
noun -
خاک
noun -
آدم هیکل دار و کند دست و دست و پا چلفتی
-
ترجمه های کمتر
- بچه ناقص الخلقه
- رجوع شود به landlubber
- ساده لوح
- ملوان بی تجربه
- ناوی تازه کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lubber " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lubber" با ترجمه به فارسی
-
(هواپیما و کشتی و غیره - خط روی صفحه قطب نما و غیره که جهت ناو را مشخص می کند) رج سونما · نشانگر سینه
-
(جانور شناسی) ملخ تنبل (Romalea microptera - بومی جنوب خاوری ایالات متحده)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن